°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

مادر من

تبادل

نه ,دزداست....نه، کسی را نکشته/اما......

اما
محکوم 

به حبس ابد است.....به زندان پدر

مادرمن هر روز, در میان هم بندی هایش :
3قابلمه 4 کفگیر
5 دست بشقاب 
چین های پیشانی اش را می شمارد
و بوی قورمه سبزی می گیرد.
پدرم,......باغبان خوبیست

هر روز
چشمان مادر را آبیاری می کند .....و بالهایش را هرس
پوستینی از شب را 
روی تن مادر می اندازد
مبادا سردش شود
مادرم اعصابش درد می کند
قرص های صورتی اش را سر وقت میخورد
تا چشمانش کور شود
وقتی
تار موی بلندی را 
از لباس پدر جدا می کند.
ساعت روی دیوار 12 بار می نوازد
پدر به خانه برنگشته
و غذا
شور شده.
به گمانم مادر
باز هم گریه کرده است.


[ سه‌شنبه 30 مهر 1392 ] [ 22:16 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(0) ]